X
تبلیغات
شباهنگ

پچ پچه های شهر من
زمزمه های بی کسیست
غروب بی طلوع عشق
حدیث مرگ اطلسیست
شبیه گرگ شب زدم
این زوزه هایم شعر نیست
از واژه های دفترم
راهی به سوی خیر نیست



منتظر خواهم بود

با این یادداشتها

و تو خواهی آمد

از دل همین کوچه های همیشگی

از دل همین لحظه های همیشگی

تو می آیی

مثل شعری ناگهانی

بر لب شاعر

و آنروز

صالحی ترم از

علی

یونانی تر از

رسول

سپهری تر از

سهراب

و اگر نخندی

فرخزاد تر از فروغ

و میدانم

این روزها

آهنگها بی دلیل زشت و

روزها بی دلیل کسل و

خیابانها بی دلیل بلند و

این خانه

بی دلیل ترین جای ممکن

نشده

تو خواهی آمد

 

و من با یادداشتهایم

منتظر میمانم

هرقدر هم که شرجی ها

باران شوند

 


سالهاست

مقیم یلدایم

بین آذر

و دی

در میانه گلی که این حوالی

یاس مینامندش

سالهاست

که میرود

از پس هم

روزهای عجیب و تو در تو

و من مانده م

در یلدا یی ترین آدرس دنیا


تو کدوم ترانه امشب

رد یادتو ببینم

خاطرات با تو بودن

از کدوم غزل بچینم

شبی از تنهایی مردم

شب هجرتت ازاین تن

بی تو یک سکوت ممتد

تک صدای خونه ُمن

یادمه غریبه ها هم

عاشق عشق ما بودن

یه زمون چشامون از دور

قصه از دل میسرودن

یه زمون که رفت مثل

بادهای نوبهاری

تو قفس موندن و مردن

بی تو جفتای قناری

ببین امروز روزگارم

گنگ و تلخ مثل کویره

بی بهار و باد و بارون

توی رویاست تا بمیره

ببین امروز این ترانه

چقدر از تنهایی میگه

اما دلخوشم از اینکه

دلخوشی با کس دیگه

 

(این  ترانه را به سفارش یکی از دوستانم نوشتم)



 شهر من

در به در یک رویاست

مسخ یک قصه ی تلخ

مثل یک کودک داغ

پایه پاشویه یک شام بلند

که در آن

تصویر تنهایی

تا ابدیت پیداست

شهر من

در به در یک رویاست


دیگه واژه ای ندارم 
برای یه شعر تازه
پوچی مثل حس بودن 
تو وجود من می تازه
ببین از خودم چه دورم 
از اونی که رفته بر باد
اونی که از عشق میگفت
تو هجوم درد و فریاد
حالا این مونده غریبست
شکل گنگ بی خیالی
زیر پاست، عشق گذشته
مثل ترمه های قالی
دیگه عشق و شعر و ایثار
واسه من عین سرابه
یاد ایام گذشته
قصه های قبل خوابه


شاید باز ،،

هم را دیدیم

توی یک روز پاییزی

بیست یا سی سال ،،بعد

از تو خواهش می کنم

آن روز

به موهای سپیدم

نخند





من و این تلخ های جاودانه

من و این شعر های احمقانه

میون ما، یه دیوار تا قیامت

کشیده دست تقدیر زمانه

گناه من، منم، در فصل تردید

تو فصلی که تمام شعر، درده

تو فصلی که برای دیدن عشق

آدم باید بگرده و بگرده

لب کارون چه امروز، سوت و کوره

باید یکجا نشست و شعر سرداد

تمام روزهایم مثل هم شد

کسالت بار ترین ماه، ماه مرداد





گاه خاطرات

فصل نو را میبرند

تا ته کوچه تنهایی

لعنت به

.

.

شهرداری



دلخوشی


به روزهایی دلخوشم
که روز نیستند
فقط خورشید میتابد
همین

 


شباهنگ
ABOUT

تمام حس من گاهي
خلاصه ميشه در چند كلمه
كلماتي كه دوست دارم
با شما در ميون بذارم
.
.
(بهزاد پناهي)
CATEGORIES
TAGS
..DAILY..
عصر جمعه
پروردگار پاكي
تاکسی بی باک
از تنهایی با اتاق
یا علی مدد
انجمن شعر آبادان
بچه های ناخلف ایهام...
آخرين قطره اشك
خاکستر از خاکسترم می ریزد
اتاق111
فکر خراب
وبلاگ اشعار کامل شاعران
وبلاگ شعر ایرانی
همچنان - راس ساعت تاخیر
در باغ غزل سعدي
از همين حالا
عاشقانه های خسرو شکیبایی
شه رمين
پا برهنه تا ماه
شمس لنگرودی
فريدون مشيري
خانه‌ی شاعران جهان
آنجا که باد نمی وزد
سیری در اشعار و ادب فارسی
آواز شباهنگ
ستاره خاموش
شعر هستی
انجمن شعر خرمشهر
پنجشنبه ي ولگرد
سپيده دمي كه بوي ليمو ميدهد
پروين پناهي
جينوك
خارج از ترومپت
از خون دل نوشتم نزديك دوست نامه
انقلاب عليه خود
عاشقانه
علي جبرائيلي
فرياد زير آب
يغما گلرويي
خدا پروانه ها را براي دختر بچه ها آفريد
مهندس ميلاد منيعات
در نتوانستن یک شعر
کامنت برای گندمزار ...
آفتاب... مهتاب...
...من هنوز شاعرم
ترانه های میهن تلخ
جـنـگـل واژگـون
CHET
الیسم
ژی
آخرین طعم زندگی
دنیا پر از قشنگیه...
منه تنها
دل نوشته های بارانی
خراب آباد
شاعر پرنده ای است
ماه یخ زده
دنیای خاکستری
بهترین شعرهایی که خوندم
نادر ابراهیمی
آدم برفی
قلب من چشم تو
خسته لر درمانی یورقون یولچویام!
OTHER